تبليغاتX
کران بی کران

کران بی کران

بزرگی خدای هر کس به ایمان او از خدا از خدا وابسته است...خدای تو چقدر بزرگه؟؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 11:18  توسط بهار  | 

سلام یه مدت نیستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 12:58  توسط بهار  | 

چقدر بعضی وقتا سخت میشه شوخی کرد....چقدربعضی وقتا خسته میشم از دست این خل و چلای دور و برم....چقدر بعضی وقتا دلگیره این دنیا....دیروز ساعت ۷.۲۵ دقیقه صبح با بچه ها تو مدرسه درس می خوندیم...منطقه۱تهران...زرگنده...قیطریه....خیابون سهیل...یه دفعه تمام شیشه های مدرسه شروع کرد به لرزیدن....طوری که یکی از شیشه ها هم شکست...باید اعتراف کنم که حسابی ترس برم داشته بود....فکر کردیم تصادفی چیزی شده....کلی شلوغ کاری شد و کم مونده بود امتحانامونو کنسل کنن....ساعت۸.۳۰ یکی از دوستام اومد گفت تو کوچه مهر۳ بمب گذاشتن....یه استاد دانشگاهو کشتن...و من فقط خشکم زد نمی دونستم چی باید بگم....متاسفم که همچین سرمایه بزرگی رو از دست دادیم و تسلیت میگیم و فراموش میکنیم عین همیشه...متاسفم که این ماجرا ها میشه بهونه دست دیوونه هایی که منتظرن مردم احساساتی شن  تا ازشون سو استفاده کنن...یه عمر وقت بذاری و درس بخونی ...اونم چه رشته ای و چه دانشگاهی اون وقت اینم سر انجامت باشه...نمی دونم اونایی که سنشون بیشتره چطوری تحمل کرده اند مرگ آدمایی مثل مطهری رو!!!!همین دیشب دو تا از آقایون محترم روزنامه نگار آقای شریعتمداری و آقای کواکبیان رو آورده بودند تو یه برنامه ای و هنوز قبول نمی کردند که بابا تموم شده همه چیز...به فکر راه چاره باشین این خرابکاری از این بدتر نشه...ولی انگار نه انگار...ما که زورمون به هیچ کس نمیرسه...به نظرتون چه کار میشه کرد که همه چیز بشه عین روز اولش؟؟؟؟؟ 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 13:10  توسط بهار  | 

سلام.....یه مدتی نیستم.... به اجبار....بلافاصله که برگشتم ایران آپ میکنم.... تا بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 10:30  توسط بهار  | 

چه بر سر مردم اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جمعه همین هفته صبح زود بود که با بابام و عموم راه افتادیم به سمت بهشت زهرا...زود رسیدیم چون خیلی خلوت بود....راهمون رو تا قطعه ی 252 ادامه دادیم تا یه فاتحه ای برای پدربزرگ و مادربزرگم بخونیم...تو راه که می رفتیم از جلوی قطعه ی 257 رد شدیم...قطعه ی ندا آقاسلطان....آنقدر آدم ایستاده بود که نگو...تو راه برگشت از پدرم خواستم تا بریم و یه فاتحه ای هم برای ایشون بخونیم...این قطعه یه جورایی مشکل داشت...قبرای خالی دور و برش بودند و قبرای پر وسطش...باید با کلی بیچارگی می رفتی اون طرف...نزدیک تر که رفتیم...دیدیم از اون همه مردم هیچ کدومشون برای ندا نیومده بودن...بابام حیرت کرده بود...منم همین طور....مگه میشه مردم به این زودی اونو فراموش کرده باشند؟؟؟؟ولی حقیقت داره...مردم ما فراموش کارترین و ناسپاس ترین ملت روی زمین هستند...ندا آقا سلطان....عزیز ما...هیچ وقت فکر نمی کرد این طور بمیره و این طور از یاد ها بره...من هزار بار تا حالا اینو گفتم...دوست داشتن به حرف نیست...مردم این خانوم رو کردند بازیچه...عکساش همه جا پخش شده...تا هر اتفاقی می افته مجری صدای آمریکا دم از حقوق بشر و این مزخرفاتی که خودشم بهش ایمان نداره میزنه و طرفدارای موسوی هم بی هدف شروع می کنند شعار دادن و طرفدارای احمدی نژاد هم شروع می کنند به تکرار همون حرفای همیشگی که اینا همش کارای برنامه ریزی شده است.به جرات بهتون میگم یه سال دیگه که تموم این سر و صداها بخوابه و مردم چیزی رو که بهشون تحمیل شده بپذیرند...سر همین کله گنده هایی رو که این جوری مردم رو به جون هم انداخته اند می کنند زیر آب....

مردم ما کی اون قدر بدبخت شدند که صدای آمریکا و العربیه براشون تصمیم بگیرند؟؟؟؟؟یکی از امام ها میگه(خدا هیچ وقت نعمتی رو از بنده اش نمی گیره مگر این که اون بنده گناهی انجام بده که شایستگی داشتن اون نعمت رو از دست بده)-هر کدوممون باید به خودمون رجوع کنیم و ببینیم مگه من چه کرده ام که شایسته نیستم در یه مملکت با ثبات زندگی کنم؟؟؟-چرچیل هم میگه(سخت ترین کار دنیا اینه که یه احمق رو متوجه اشتباهاتش بکنی)-پس بهتره وقت و انرژی تون و از همه مهم تر زندگی تون رو صرف آدمای بی ارزش نکنید.....حالا اون آدم بی ارزش می خواد دوست دختر یا دوست پسرتون باشه....می خواد بقال سر کوچه باشه...می خواد کاندیدای مورد نظرتون باشه...یکی از نزدیکانم یه حرف قشنگی زد...می گفت ممکنه که مردم الان ندا رو فراموش کرده باشند اما بعدها اسمش تو تاریخ ثبت میشه...من که به این موضوع خوش بین نیستم...تاریخ ما همیشه تحریف شده است...اما امیدم رو از دست نمیدم....

امام خمینی اگه زنده بود و این دوره رو می دید شاید تصمیم می گرفت اصلا انقلاب نکنه....چرا بدبختی هامون تموم نمیشن؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:5  توسط بهار  | 

پشت پرده

کسانی که شاهد مناظره احمدی نژاد با موسوی بودند چیزی را مشاهده کردند که شگفتی هرکسی را برمی انگیزد.احمدی نژاد بی باکانه هاشمی رفسنجانی و نیز ناطق نوری را غارتگران بیت المال خواند بی آن که بیمی از عواقب کار خود داشته باشد!!!!!!!در این میان برخی مردم ساده اندیش ایران نیز که هنوز فکر می کنند هاشمی مرد قدرتمند سال های پیش است به استقبال سخنان احمدی نژاد رفته وی را قهرمانی می خوانند که هاشمی را به مبارزه می طلبد.

اما به راستی در جمهوری اسلامی چه خبر است؟؟پشت پرده این ماجرای شگفت آور که مشروعیت نظام را به خطر انداخته است چه گروه یا کسانی هستند و چه هدفی را دنبال می کنند؟؟؟؟آیا آن طور که همه فکر می کنند باید این ماجرا را در حد یک کنش محدود انتخاباتی قلمداد کرد یا قضیه به پروژه ای فراتر باز می گردد؟؟؟

در زمان حیات آیت الله خمینی ،آیت الله مصباح یزدی به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد امام نبود...اما با مرگ امام خمینی و با حمایت آیت الله خامنه ای مصباح به تدریج قوی و قوی تر شد.

برای درک عمیق تر موضوع باید ابتدا دو قراءت عمده پرهوادار نظریه ولایت فقیه را معرفی کرد:

بر مبنای نظریه اول که متعلق به آیت الله جوادی آملی و حامیان وی است که ولایت فقیه را به ولایت فقها تبدیل می کند.اگر ولایت فقیه را آن گونه که او تبیین می کند بپذیریم آنگاه علاوه بر رهبر دیگر فقها نیز هر یک به فراخور جایگاه خود سهمی در این نوع حکومت خواهند داشت.نظریه دوم مربوط به آیت الله مصباح یزدی است.بر مبنای این نظریه،ولایت فقیه،ولایت شخص خاصی است که در واقع به زعم ایشان نایب امام زمان بوده و فرامین او بر سایر فقها ارجحیت دارد.

پس از این مقدمات باید وضعیت فعلی و گذشته را تبیین کنیم:مصباح یزدی که با حمایت شخص رهبری،آیت الله خامنه ای،توانسته هواداران بسیاری را به دور خود جمع کند از اوایل دهد هفتاد در پی اجرایی کردن نظریه خود بوده است.در نظریه نخست جایی برای جمهوری نیم بند وجود خواهد داشت اما در نظریه مصباح جمهوری در حد یک آرایش به شمار خواهد رفت.جناح راست حاکمیت با رهبری فکری مصباح و رهبری سیاسی موتلفه می رفت تا رویای خود را جامه ی عمل بپوشاند که با شوک انتخاباتی خاتمی و حمایت رفسنجانی این پروژه  برای سالها دچار وقفه شد.به تدریج و با انتخاب احمدی نژاد به عنوان رییس اجایی خویش این جریان را از سر گیرند.هاشمی که خود را به نوعی همتراز رهبر می دید خود را از این جریان جدا کرد و از این رو همواره مورد کینه مصباح و طرفدارانش قرار گرفت.اما بخشی از محافظه کاران از قبیل ناطق نوری،حسن روحانی و....نیز به دلایل مختلف از این جریان جدا شدند.

پس در این سوی میدان آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر سیاسی،مصباح یزدی به عنوان رهبر فکری،سپاه  شاخه نظامی و احمدی نژاد رهبر اجرایی قرار داشتند.

اما چرا آیت الله خامنه ای باید به دنبال حذف هاشمی و ناطق و...باشد؟؟؟آیا این حذف به دلیل فساد ایشان است؟؟جواب به این پرسش منفی است چرا که در طیف هوادار احمدی نژاد نیز گروهی افراد فاسد وجود دارند.علت اصلی را باید در نظری جوادی آملی و ادعای همترازی امثال هاشمی دانست.هاشمی رفسنجانی با توجه به سوابقش حاضر نیست تمام اقتدار خود را به رهبر واگذار کند اما کسانی چون آیت الله یزدی حاضرند در قبال دریافت پاداش خود را به تمامی در اختیار او قرار دهند و به این علت هاشمی و دیگر مخالفان نظریه مصباح باید از صحنه اکمیت حذف شوند.

به نقل از رادیو زمانه با کلی دخل و تصرف...البته اصل موضوع همونه...من فقط یکم کوتاهش کردم

همین جا مردم را به آرامش دعوت می کنم...از آن ها می خواهم چشم و گوش بسته وارد این تظاهرات نشوند و جان خود را حرام قدرت طلبی دیگران نکنند.باید برای حق جنگید اما گاهی باطل این گونه در لباس حق ظاهر می شود.

خلاصه مطلب نشان می دهد که پیروزی یا باخت موسوی یا احمدی نژاد مشکل و دغدغه اصلی ما نیست.آرامش مرئم و داشتن حکومتی با ثبات مهم ترین موضوع در این روزهاست.پس پیروزی هر یک از رقبا به تغییرات کلی یا جزیی در نظام منجر میشد پس با برد موسوی نیز ما رنگ آرامش را به روی خود نمی دیدیم چون جنگ قدرتی که شاهد آن هستیم و جان هایی که به خاطر هیچ از دست می روند نتیجه ی جاه طلبی آقایانی است که در این پست به آن ها اشاره شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:18  توسط بهار  | 

اگه واقعا طرفدار دربست موسوی هستی اینو بخون!

زهرا رهنورد در سال 60:
به نظر موسوی زن نباید در خرید و محل کار با مرد سر و کار داشته باشد

در خوشبینانه ترین تعریف و با جستجو در گذشته ی میرحسین و رصد اظهارات او در زمان حال، باید بگوییم که او هیچگاه آشکارا دست خود را رو نکرده است.
علی رغم اظهاراتش در دفاع از حقوق شهروندی، گذشته ی او گویای چیز دیگری است، به مطلب زیر توجه کنید:

زهرا رهنورد همسر مهندس ميرحسين موسوي در مصاحبه با مجله زن روز اعلام کرد: ميرحسين موسوي معتقد است تا حد امکان بايد حريم جدايي زن و مرد حفظ شود و زنان نبايد بي جهت در کوي و برزن ظاهر شوند.
مجله زن روز مورخ 7 آذر 1360: زهرا رهنورد در اين مصاحبه تأکيد می‌کند: موسوي به مقام زن به صورت متعصبانه و غيرتي بها مي‌دهد و در روابط اجتماعي زن و رفت و آمد او در محيط‌هاي خارج از خانه به هيچ وجه گرفتار ترقي خواهي هاي روشنفکرانه و رفتار و روابط باز و بي ضابطه نيست به ويژه در محل ها و محيط‌هايي که مردان هم حضور دارند.
زهرا رهنورد می‌افزاید: مهندس موسوي کلاً از مقام و حرمت زن به دور مي داند که زن در آن دسته از خريدهايي که با کاسب و مردان محل سروکار دارد وارد شود و از غيرت مرد مسلمان جايز نمي داند که تن بدهد به اين موضوع که زنان بي جهت در کوي و برزن ظاهر شوند و با اين و آن هم سخن شوند.

20 سال پیش، موسوی خیانتکار دولت:

سيدمحمود ميردامادي عصر چهارشنبه در همايش اصولگرايان در سينما حافظ اردبیل در حالي كه عملكرد دوران هاشمي را مي‌ستود و او را اسطوره انقلاب ناميد، گفت: نظير هاشمي در دنيا نيست اما معلوم نشده است هاشمي رفسنجاني كه 20 سال پيش موسوي را خيانتكار ملت و جامعه خطاب مي‌كرد، امروز با چه عنوان از موسوي حمايت و او را همراهي مي‌كند . وی همچنين اظهار داشت:
ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري و در حساس‌ترين برهه تاريخي ملت با استعفاهاي مكرر خود دل امام را خون كرد و سبب شد او قطعنامه 598 را بپذيرد
ميردامادي ادامه داد: با استعفاي مكرر، موسوي به يكباره خود را در جامعه گم و گور كرد و بعد از تاكيد مكرر امام به محضر او رفت تا با دفاع از چند وزيري كه مجلس صلاحيت آنها را رد مي‌كرد، استعفاي خود را توجيه كند كه حضرت امام مسائلي را به وي گوشزد كردند تا غائله پايان يابد

طي پنج سال از دولت مير حسين موسوي نرخ تورم بالاي 20 درصد بوده است

در آستانه انتخابات رياست جمهوري هر چند گراني و نرخ بالاي تورم به مهمترين انتقاد رقباي اصلاح طلب از دولت نهم تبديل شده است و مدعي مي شوند كه در دولتهاي گذشته تورم به اين شكل وجود نداشته است، ولي نگاهي به آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و صندوق بين‌المللي پول واقعيتهاي ديگري را اثبات مي كند
گزارش هاي رسمي بانك مركزي و صندوق بين المللي پول از نرخ تورم در 28 سال گذشته شامل دولتهاي ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني ، خاتمي و احمدي نژاد نشان مي دهد

هاشمي رفسنجاني: اداره زندگي مردم در دولت موسوي به بدترين نوع بود

حجت الاسلام و المسلمين اكبر هاشمي رفسنجاني: مسئله دیگر مسئله فساد اداری است که در بعضی از ادارات، بعضی از افراد برای مردم مزاحمت‌هایی بوجود می‌آورند (2/2/68)
من یک بار در جلسه‌ای گفتم ما الان پانصد میلیارد تومان طرح نیمه کاره داریم؛ می‌دانید پانصد میلیارد تومان تقریباً 8 برابر بودجه امسال ماست که اینها همه در این برنامه باید تکمیل شود. ماندن اینها خیانت است (18/9/68)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:15  توسط بهار  | 

طرفداران موسوی حتما بخوانند

گزارش سازمان برنامه و بودجه از افزایش تورم ، فقر، فساد و تبعیض در دوره موسوي
سازمان برنامھ و بودجھ وقت در یك گزارش رسمي افزایش تورم، كسري بودجھ، فقر، كاھش سرمایھ گذاري، روند فزاینده نقدینگي، ركود، بیكاري و رشد اعتیاد و جرم را از مھمترین مشكلات اقتصادي برآمده از دولت موسوي اعلام كرده و نوشتھ بود در صورتي كھ بھ این مشكلات پرداختھ نشود، بحران ھاي جدي در پي خواھد داشت.
در گزارش پیوست قانون برنامه اول توسعه كه به امضاي اكبر ھاشمي رفسنجاني رئیس جمھوري وقت رسیده و توسط كارشناسان سازمان برنامه و بودجه وقت منتشر شده است، عملكرد اقتصاد كشور طي سالھاي 57 تا 67 مورد بررسي قرار گرفت.
 
اعلام حمایت خاتمی از توقیف 40 نشریه در یک روز

26/1/1360 سیدمحمد خاتمى به ھمراه 33 نفر ديگر از نمايندگان دوره اول مجلس با انتشار مطلبی در روزنامه ی کیهان
از اقدام انقلابى دادستان انقلاب در توقیف40 نشريه در یک روز دفاع نمودند. تعدادی از همراهان خاتمی عبارت بودند از:
سیدمحمد خوئینى ھا، سیدعبدالواحد موسوى لارى،سیدعطاءالله مھاجرانى، لطیف صفرى، اسدالله بیات و ...

 با همکاري سازمان امور اداري و استخدامي،بدحجابها ازگذرنامه،گواهينامه رانندگي و دانشگاه محروم ميشوند.
(سید سراج الدین موسوی در تاریخ 65/5/21 در یک مصاحبه تلوزیونی)


طي نشستي با مسئولين دولت طرحي پيشنهاد شد که بر اساس آن ، سازمان اداري و امور استخدامي و ديگر ادارات با مسائل منکراتي و بدحجابي برخورد جدي کنند. بر اساس اين طرح پرونده افرادي که شئونات اسلامي را رعايت نمي کنند به سازمان امور اداري و استخدامي و ادارات مربوطه ارسال مي شود تا نسبت به تنبيه اين قبيل افراد اقدام کنند.
 نخست وزیر کدام رئیس جمهور؟!!!

بسیاری از مبارزان دوران انقلاب مانند آقای کروبی هیچ سابقه ی مبارزاتی آشکار از میرحسین موسوی پیش از انقلاب سراغ ندارند. پرونده ای از او در ساواک موجود نیست.
موسوی در سال 47 و پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به همراه دو نفر دیگرشرکت معماری به نام سمرقند تأسیس می کنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:6  توسط بهار  | 

جای خالی....

من که آرام آرام آمده ام از پس دیوار بلند تردید
با خیال لمس بال یک پروانه
ونگاهی که پر از واژه ی عشق است هنوز
دستهایی لرزان....وای ای دل
قفسی ساخته اند از بدنم
با رگ و ریشه ی طاعونی سرب و آهن
جای من خالیست....
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالیست....
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم
می شود برگشت و در خود جست و جویی داشت
در کجا دست من و سیمان گره خوردند
در کجا ترس یک کودک ده ساله گم شد
جای من خالیست....
جای من در میز سوم در کنار پنجره خالیست
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکب ها
جای من در چشم های دختر خورشید
جای من در نمره های بیست
جای من در زندگی خالیست!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 10:20  توسط بهار  | 

صدای پای باران

دیشب باران زد و من نم باران را برای تو فرستادم

تا آسمان دل تو بارانی شود و ما با هم خیس شویم

به ماه نگاه کردم و به یاد تو افتادم

به یاد مه آلودگی نگاهت

برگی برایت از باران گرفتم تا بوی زندگی تازگی و روییدن را بفهمم

همیشه این گونه است وقتی کنار من هستی وقتی حست می کنم....

نمی دانم شاید رفتنی پشت در منتظر تو است

و حالا که رفته ای تازه می فهمم چقدر بی تو شب شده ام

خوابت را دیدم کنارم نشسته بودی و دستی از دور به تو اشاره می کرد

تو دستم را رها کردی و من صبح شدم....نمی دانم تعبیرش چیست

نمی دانم چرا برایت نوشتم آخر چشمانت گرفتارند

چه دنیای سردی است...چه راحت از کنار هم می گذرند آدم ها

و چه راحت می روند

 و چه راحت فراموش می کنند دست کمک رسان دیروز را

و چه آسان می گویند...........

خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:34  توسط بهار  |